درباره وبلاگ


دوستان در اینجا سعی شده مطالبی در مورد آموزش های انواع هنرهای دستی و خانگی،آموزش آشپزی،مطالب پزشکی و سلامت،آرایش و زیبائی،مد و لباس،شعر ارائه بشه.امیدوارم براتون مفید باشه و بتونم رضایت خاطرتون رو جلب کنم.کپی برداری از مطالب ممنوعه مگر با ذکر منبع

مدیر وبلاگ : ماریا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
________________ Twitter
هنرهای شاخ نبات
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
قطعا روزی صدایم را خواهی شنید !
روزی که نه صدا اهمیت دارد
و نه روز !
                                                                            حسین پناهی




نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : اشعار حسین پناهی، حسین پناهی، شعر، ادبیات، روزی که دیگر هیچ‌چیز اهمیت ندارد ...،
لینک های مرتبط :


در روشنای کمرنگ نان
نمی‌شود 
در ستایش خورشید چیزی نوشت
من نتوانستم
اجدادم نیز نتوانسته بودند
ما در ظلمت رنج‌ها زندگی می‌کنیم
هیچ‌کس نمی‌تواند
با الفبای تاریکی
در وصف روشنی بنویسد !
                                                                       رسول یونان




نوع مطلب : سرمه دوزی، 
برچسب ها : رسول یونان، شعر، هیچ‌کس نمی‌تواند با الفبای تاریکی در وصف روشنی بنویسد !، اشعار رسول یونان، شعر و ادبیات،
لینک های مرتبط :


من حسینم
پناهی‌ام
من حسینم، پناهی‌ام
خودمو می‌بینم
خودمو می‌شنفم
تا هستم جهان ارثیه بابامه.
سلاماش و همه عشقاش و همه درداش، تنهاییاش
وقتی هم نبودم مال شما.
اگه دوست داری با من ببین، یا بذار باهات ببینم
با من بگو یا بذار باهات بگم
سلامامونو، عشقامونو، دردامونو ، تنهاییامونو
ها؟!

:::

حرمت نگه دار دلم
گلم
که این اشک، خون‎بهای عمر رفته من است
میراث من !
نه به قید قرعه
نه به حکم عرف
یک‎جا سند زده‎ام همه را به حرمت چشمانت
به نام تو
مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون !
کتیبه‎خوان قبایل دور
این، این سرگذشت کودکی است
که به‎سرانگشت پا
هرگز دستش به شاخه هیچ آرزویی نرسیده است
هرشب گرسنه می‎خوابید
چند و چرا نمی‎شناخت دلش
گرسنگی شرط بقا بود به آیین قبیله مهربانش
پس گریه کن مرا به طراوت
به دلی که می‎گریست بر اسب باژگون کتاب دروغ تاریخش
و آوار می‎خواند ریاضیات را
در سمفونی باشکوه جدول ضرب با هم‎کلاسی‎ها
دودوتا چارتا چارچارتا...
در یازده سالگی پا به دنیای شگفت کفش نهاد
با سرتراشیده و کت بلندی که از زانوانش می‎گذشت
با بوی کنده بدسوز و نفت و عرق‎های کهنه
آری دلم
گلم
این اشک‎ها خون‎بهای عمر رفته من است
دلم گلم
این اشک‎ها خون بهای عمر رفته من است
میراث من
حکایت آدمی که جادوی کتاب مسخ و مسحورش کرده است
تا بدانم و بدانم و بدانم
به وار
وانهادم مهر مادریم را
گهواره‎ام را به تمامی
و سیاه شد در فراموشی، سگ سفید امنیتم
و کبوترانم را از یاد بردم
و می‎رفتم و می‎رفتم و می‎رفتم
تا بدانم و بدانم و بدانم
از صفحه‎ای به صفحه‎ای
از چهره‎ای به چهره‎ای
از روزی به روزی
از شهری به شهری
زیر آسمان وطنی که در آن فقط
مرگ را به مساوات تقسیم می‎کردند
سند زده‎ام یک‎جا
همه را به حرمت چشمان تو
مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون
که می‎ترکاند یکی یکی حفره‎های ریه‎هایم را
تا شمارش معکوس آغاز شده باشد
بر این مقصود بی‎مقصد
از کلامی به کلامی
و یکی یکی مردم
بر این مقصود بی‎مقصد
کفایت می‎کرد مرا حرمت آویشن
مرا مهتاب
مرا لبخند
و آویشن حرمت چشمان تو بود، نبود ؟
پس دل گره زدم به ضریح هر اندیشه‎ای
که آویشن را می‎سرود
مسیح به جُلجُتا بر صلیب نمی‎شد !
و تیر باران نمی‎شد لورکا
در گرانادا
در شب‎های سبز کاج‎ها و مهتاب
آری یکی یکی مُردم به بیداری
از صفحه‎ای به صفحه‎ای
تا دل گره بزنم به ضریح هر اندیشه‎ای که آویشن را می‎سرود
پس رسوب کردم با جیب‎های پر از سنگ
به ته رودخانه «اوُوز» همراه با ویرجینیا وُولف
تا بار دیگر مرده باشم بر این مقصود بی‎مقصد
حرمت نگه‎دار دلم گلم
دلم
اشک‎هایی را که خون‎بهای عمر رفته‎ام بود.
داد خود را به بیدادگاه خود آورده‎ام ! 
همین
نه، نه
به کفر من نترس
نترس کافر نمی‎شوم هرگز
زیرا به نمی‎دانم‎های خود ایمان دارم
انسان و بی‎تضاد ؟!
خمره‎های منقوش در حجره‎های میراث
عرفان لایت با طعم نعنا
شک دارم به ترانه‎ای که
زندانی و زندانبان همزمان زمزمه می‎کنند !
پس ادامه می‎دهم
سرگذشت مردی را که هیچ‎کس نبود
با این همه
تو گویی اگر نمی‎بود
جهان قادر به حفظ تعادل نبود
چون آن درخت که زیر باران ایستاده است ..
نگاهش کن
چون آن کلاغ
چون آن خانه
چون آن سایه
ما گلچین تقدیر و تصادفیم
استوای بود و نبود
به روزگار طوفان موج و نور و رنگ
در اشکال گرفتار آمدم
مستطیل‎های جادو
مربع‎های جادو
من در همین پنجره معصومیت آدم را گریه کرده‎ام
دیوانگی‎های دیگران را دیوانه شده‎ام
عرفات در استادیوم فوتبال
در کابینه شارون از جنون گاوی گفتم
در همین پنجره گله به چرا بردم
پادشاهی کردم با سر تراشیده و قدرت اداره دو زن
سر شانه نکردم که عیال‎وار بودم و فقیر
زلف به چپ و راست خواباندم
تا دل ببرم از دختر عمویم
از دیوار راست بالا رفتم
به معجزه کودکی
با قورباغه‎ای در جیبم
حراج کردم همه رازهایم را یک‎جا
دلقک شدم با دماغ پینوکیو
و بوته گونی به جای موهایم
آری گلم
دلم
حرمت نگه دار
که این اشک‎ها خون‎بهای عمر رفته من است
سرگذشت کسی که هیچ‎کس نبود
و همیشه گریه می‎کرد
بی مجال اندیشه به بغض‎های خود
تا کی مرا گریه کند؟ و تا کی ؟!
و به کدام مرام بمیرد
آری گلم
دلم
ورق بزن مرا
و به آفتاب فردا بیندیش که برای تو طلوع می‎کند
با سلام
و عطر آویشن ..
                                                                       حسین پناهی




نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : اشعار حسین پناهی، حسین پناهی، شعر، ادبیات، به نمی دانم هایم ایمان دارم،
لینک های مرتبط :


1393/09/27 :: نویسنده : ماریا


یکی باید باشد !

یکی که آدم را صدا کند !

به نام ِ کوچکش صدا کند !

یک جوری که حال ِ آدم را خوب کند !

یک جوری که هیچکس ِ دیگر بلد نباشد !

یکی باید آدم را بلد باشد ...





نوع مطلب : دلنوشته های ماریا مشتاق، 
برچسب ها : شعر، آدم، یکی، نام، حال، بلد،
لینک های مرتبط :


1393/09/27 :: نویسنده : ماریا


دلتنگی خیابان ِ شلوغی اَست ،

که تو در میانه اَش ایستاده باشی !

ببینی می آیند ...

ببینی می روند ...

و تو همچنان ایستاده باشی ...





نوع مطلب : دلنوشته های ماریا مشتاق، 
برچسب ها : شعر، دلتنگی، خیابان، شلوغ، ایستاده، همچنان،
لینک های مرتبط :


1393/09/27 :: نویسنده : ماریا


با اَولین بوسه اَت

باید می رفتم ...

مثل ِ ورزشکاری که در اوج

خداحافظی می کند ...





نوع مطلب : دلنوشته های ماریا مشتاق، 
برچسب ها : اولین بوسه، خداحافظی، شعر، ورزشکار، اوج،
لینک های مرتبط :


1393/09/27 :: نویسنده : ساعی
چقدر زود درختان میوه خشکیدند!

چه زود موقع کوچ پرندگان آمد!

و ما که از دلمان آفتاب می‌جوشید

چقدر زود زمستان به خانه‌مان آمد!


"پانته آ صفایی بروجنی"





نوع مطلب : دلنوشته های ساعی، 
برچسب ها : شعر، زمستان، پانته آ صفایی بروجنی، درختان میوه، کوچ پرندگان، آفتاب،
لینک های مرتبط :


1393/09/26 :: نویسنده : ساعی

معتاد بودم به عشقت ترک می کردم

خراب بودم به عشقت خودمو دوباره می ساختم

بی دین بودم به عشقت دیندار می شدم

 

مهم این بود که تو بخواهی

ولی از من نخواه عاشقت نباشم

ترک تو محال است، محال

 

من، معتاد چشمهای توام

من، خراب خنده های توام

من، بنده دامان توام

 

تو، دلیل دین و دنیای منی

تو، سبب تپش و تنفس منی

تو، کایه بود و نبود منی

 

"ساعی"

 

 





نوع مطلب : دلنوشته های ساعی، 
برچسب ها : شعر، معتاد، خراب، بی دین، عاشق، محال، تنفس،
لینک های مرتبط :


1393/09/26 :: نویسنده : ساعی
آنقدر مستی که مویت را شرابی میکنی 
باز سهم ِ باد را خانـــــــه خرابی میکنی 

ماه آنهم روز ِ روشن دیده تا حالا کسی؟ 
کوچه را هر صبح با خود آفتـــابی میکنی 

تاجر ِ فیـــروزه، نیشــــابوری از پروانه ای 
جاده را ابریشــــم از گلهای ِ آبی میکنی 

من که اهلش نیستم اما تعارف، بد که نیست 
کی مرا مهمـــــان ِ آن باغ ِ گلابی میکنی؟ 

هرچه لبهایت فشرده یادگیری بهتر است 
بوسه را کی بر لبم قفل ِ کتابی میکنی؟

می خورم از موی ِ تو شلاق و جرمم عاشقی ست 
عشق را سیلی خور ِ حکم ِ غیابی میکنی

چون غریبه جمع می بندی بجای ِ تو "شما" 
باز خوشحالم مرا آدم حســــــابی میکنی 

مثل ِ هر شب سر زده تا بسترم سر میزنی
پلک را نابــــاور ِ بیدارخـــــــــــــابی میکنی

سوخت نسلم، روسری بردار، بس کن، تا به کی
دلخوشم با وعده هـــــــای ِ انقلابی میکنی؟

"دوستــت دارم" ندارد جز سکوتت پاسخی 
باز من را مات از این حاضــــرجوابی میکنی





نوع مطلب : دلنوشته های ساعی، 
برچسب ها : شعر، انقلابی، عشق، مستی، یادگیری، فیروزه، خانه خرابی،
لینک های مرتبط :


عاشقم،

اهل همین کوچه ی بن بست کـناری

که تو از پنجره اش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی

تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟

من کجا ؟ عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ؟

تو به لبخند و نگاهی

منِ دلداده به آهی

بنشستیم.

تو در قلب و

منِ خسته به چاهی

گُنه از کیست ؟

از آن پنجره ی باز ؟

از آن لحظه ی آغاز ؟

از آن چشم ِ گنه کار ؟

از آن لحظه ی  دیدار ؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب،

تو را تنگ در آغوش بگیرم.

 





نوع مطلب : دلنوشته های ساعی، 
برچسب ها : حرف اول، نگاه اول، آغوش، خسته، عشق، شعر، دیوانه،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات